برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی
شمالیترین روستا: اسفاران جنوبیترین روستا: اورازان
شرقیترین روستا: گراب غربیترین روستا: پرگه
وسطترین روستا: گزینان (جزینان)
بلندترین (مرتفعترین) روستا: آسکان
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی
چپاک
تهریف میکُــرد:این دوره یی یال
ان ماشالا همه شان حضرت سلیمانی جور پادشاهی مینون و آقــا، ننه دی گِــردی یِنه هُد هُد حلقه به گوش.ای خاک جمیع دو عالم دَکُنـُــن مایی دوره سَرَ که مایی سطح اجتماعی
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی
برخی واژگان، آهنگِ بخصوصی دارند
یک نغمهی پنهان در پسِ آوای ظاهریِ تلفظ
آهنگِ یک خاطره
یک شوقِ به جا مانده از قدیم
یک دلخوشی کوچک
مثلاً «بـُـسّـواُستُن» که آهنگِ کوفتنِ سنگ بر لاکِ چوبی مادر را دارد
و
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی
خانم مهری بهزادی از وشته نوشتند:
بتوکانتُم، بتوکانتی، بتوکانت
بتوکانتیم، بتوکانین، بتوکانتُن
!
در دَهوا (دعوا) دی این فعل صرف میبو!
فعلِ
بتوکانتُن
یا بتوکاندُن = کتک زدن
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی
گته ننه بگوتی بَ هر کی بُتانه یه خُجیرِ غذا بَپُچه، خودمی عروس میگرده!
نَکه ما دی خیلی تُحفه بییِیم، وُلوُلهای دَکَت میانِ زُناکانِ فامیل!
هامون شِو خالُک دُترم هرچی هنر در اَنبون داشت رو کُرد و وَ
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی
دم ظهر بود که رسیدیم شهرک و طبق معمول غصه نان بود و نگه داشتیم که مایی آقا بَشَ نان هاییره.زمانیکه از گردنه به سمت طالقان سرجیر میشی در حالیکه محو و مسحور عظمت شاه البرز زیبا هستی و انگار موتور ماشین
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی
مُنِ حالی نمیبو تو مِهرُبان
ی یِی
یا مِهرُبان
ی تو
امبا اینه رو میدانُم که شما دوتاکان با هم یه قوم و خویشی دارین!
مِهرُبانانِ درجی، روزتان گرم و آرام
طالقانیها بچه گربه رو با واژگان زیر نام می
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی
بعضی آدمها، جنسشانی میان، شیشه خورده دَره.
با بقیه یه رنگ نییَن.
روتی میان یه جورُن، پِی سَر یه جورِ دیگه.
رِنگ عَوُض مینُن... دو رویی و ریاکاری خونِشانی میان دَره!
به قول ما طالقانیان: دو دیمه
روباه
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی